محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

882

تاريخ الطبرى ( فارسي )

* ( فَيَنْسَخُ الله ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ الله آياتِه وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ 22 : 52 ) * » [ 1 ] يعنى : پيش از تو رسولى يا پيغمبرى نفرستاده‌ايم ، مگر آنكه وقتى قرائت كرد شيطان در قرائت وى القاء كرد خدا چيزى را كه شيطان القا كرده باطل مىكند سپس آيه هاى خويش را استوار مىكند كه خدا دانا و فرزانه است . و غم پيمبر برفت و ترس وى زايل شد و چيزى كه شيطان به زبان وى انداخته بود منسوخ شد و اين آيه آمد كه « * ( أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَلَه الأُنْثى ، تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى ، إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها من سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَما تَهْوَى الأَنْفُسُ وَلَقَدْ جاءَهُمْ من رَبِّهِمُ الْهُدى . أَمْ لِلإِنْسانِ ما تَمَنَّى . فَلِلَّه الآخِرَةُ وَالأُولى . وَكَمْ من مَلَكٍ في السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا من بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ الله لِمَنْ يَشاءُ وَيَرْضى 53 : 21 - 26 ) * » [ 2 ] يعنى : آيا پسر خاص شماست و دختر خاص خداست ؟ كه اين خود قسمتى ظالمانه است . بتان جز نامها نيستند كه شما و پدرانتان ناميده‌ايد و خدا دليلى دربارهء آن نازل نكرده جز گمان را با آنچه دلها هوس دارد ، پيروى نمىكنند در صورتى كه از پروردگارشان هدايت سوى ايشان آمده است . مگر انسان هر چه آرزو كند خواهد داشت . كه سراى ديگر و اين سراى متعلق به خداست . چه بسيار فرشتگان آسمانها كه شفاعتشان كارى نمىسازد مگر از پس آنكه خدا به هر كه خواهد و پسندد اجازه دهد . و چون قرشيان اين بشنيدند گفتند : « محمد از ستايش خدايان شما پشيمان شد و آن را تغيير داد و سخن ديگر آورد . » و اين دو كلمه كه شيطان به زبان وى انداخته بود به دهان مشركان افتاده بود و سختى آنها با مسلمانان بيفزود ، و گروهى از مهاجران حبشه بيامدند و چون به نزديك مكه رسيدند شنيدند كه خبر مسلمانى مكيان نادرست بوده و در پناه ديگران يا پنهانى وارد مكه شدند و اين جمله سى و سه كس بودند كه

--> [ 1 ] سوره حج : 52 [ 2 ] نجم : 20 تا 25